تبلیغات
Pc Games - نقد و بررسی بازی Remember Me
 
Pc Games
دانلود بازی های کامپیوتری با لینک مستقیم
درباره وبلاگ


به پی سی گیمز خوش اومدید
امیدوارم از وبلاگ و محتویاتش خوشتون بیاد
اگه پیشنهاد و یا انتقادی داشتین برای بهبود وبلاگ قسمت نظرات بگید و یا به ایمیل hsmb71@yahoo.com میل بزنید
با تشکر
حسام

مدیر وبلاگ : viper nik
نویسندگان
پنجشنبه 30 خرداد 1392
Remember Me Capcom game   cover art تلقین | نقد و بررسی بازی Remember Me
ایده های خوب، هیچ وقت محصولی کامل نمیسازند. ایده های خوب، پتانسیل به وجود می آورند و محرکند. شما تا وقتی که یک فکر را در ذهن خود داشته باشید نمیتوانید تغییری در جهان انجام دهید چرا که این قدرت بالقوه است و باید بالفعل شود. ماجرای ما و Remember Me هم همین است؛ یک بازی پر از ایده های درخشان اما شکست خورده ای نسبی در پیاده کردن تفکرات سازندگانش.

 اینجا پاریس سال ۲۰۸۴ است ؛ شهری که حالا نئو-پاریس نامیده میشود. صنایع  Memorize در این شهر ؛ ماشین جدیدی اختراع کرده است که Sensen نمایده میشود و قادر است افکار نوع بشر را به حالت دلخوانش ویرایش کند. آنها اگر بخواهند میتوانند خاطرات بد را از ذهنشان حذف کنند و با خاطرات خوششان زندگی  را ادامه دهند. حالا گروهی انقلابی با نام Errorist ها سر برآورده اند که هدفشان به زیر کشیدن Memorize است. نیلین هم یکی از اعضای این گروه است که برای اولین بار اورا در زندان باستیل در حالی که هیچ خاطره ای در ذهن ندارد ملاقات میکنیم …

 

از نیلین شروع کنیم که شخصیت اصلی قصه ی ماست و داستان را پیش میبرد. اولین ضربه ای که داستان میخورد جایی است که نیلین بدون هیچ خاطره ای به هوش می آید ، این هیچگونه ضربه ای به مخاطب نمیزند که حتی انگیزه ای پیدا کند تا به دنبال ماجرا رود.شروع کاملا تکراری است و هزاران بار در مدیوم های مختلف تعریف شده است، چه بسا خیلی هم کاملتر و پخته تر. خود نیلین اولین شخصیتی از که بی مهابا به دل داستان پرت میشود ؛ به محیطی کاملا نا آشنا بر خلاف آنچه سازندگانش فکر میکردند. اما از این شروع بی فروغ که بگذریم ، حتی جلوتر در وسط داستان یا حتی اواخر داستان و با اینکه حتی چندین سکانس هم از کودکی نیلین میبینیم هیچ فرقی نمیکند؛ اما چرا؟ چرایش در این است که با پیشروی داستان هیچ تلاشی نشده که این شخصیت بیشتر به مخاطب شناسانده شود. بحث خانواده اش هم که وسط می آید که اینجا واقعا یک شرمندگی برای تیم سازنده میماند چون حتی اگر به یک بچه هم داده میشد تا روابط بین پدر-دختری و مادر-دختری رادر بیاورد ؛ حالا با یک محصول با کیفیت تر روبرو بودیم. و چه پتانسیلی که این مناسبات ثابت و استتیک در خودش نداشت. اگر آقای ژان مکس موریس (کارگردان بازی) این متن را میخواند برایش مینویشتیم که موسیو موریس ” داستان در زمان حال شکل میگیرد اما شخصیت ها در گذشته خلق شده اند”. همین یک جمله میتواند کل ساختار روایی Remember Me را زیر سوال ببرد.چون کارگردان بازی سعی کرده شخصیتها را هم در لحظه شکل دهد پس داستان رابه درک سیاه فرستاده است!

شاید تنها کاری که برای نزدیک شدن به شخصیت نیلین انجام شده باشد ؛ مونولوگ هایی است که وی در میان هر اپیزود بیان میکند و سوالاتی هر چند کوچک برای مخاطب بوجود می آورد اما کافی نیست و نیست و نیست …

remembermereview610 تلقین | نقد و بررسی بازی Remember Me

شروع بی رمق بازی و فضاسازی محقر آن

در مواجهه با شخصیتهای فرعی هم ماجرای ما همین است.  Edge را داریم که هیچ چیزش به شخصیت نمیخورد و در تیپ بودن توقف میکند.فقط یک راهنما است که راه را نشان میدهد ( اگر بنا به مقایسه باشد مقایسه کنید با دایانا در Hitman). چارلز را داریم که اگر اندکی زودتر وارد به قصه میشد میتوانست احساسات یک پدرخانواده دوست اما حریص به کارش را به خوبی در بیاورد. قبل از آن شخصیت سیلاست که آن هم وضعیتی مشابه پدر داستان دارد.

با این داستان شکسته بسته که انگاری به مزاج آقای کارگردان خیلی خوش آمده است ، سعی شده که وقایع گذشته را با وقایع آینده ترکیب کنند. اما خب مسلم است که وقتی ریشه خراب است نمیتوان امیدی به برگ ها داشت. برای مثال سعی شده تطابقی بین فتح قلعه ی باستیل (که البته درستش باستی است) در سال ۱۷۸۹ که آغازگر انقلاب کبیر فرانسه بود با آزاد شدن زندان باستیل در بازی بوجود بیاید.

از سوی دیگر ؛ سعی شده تا ردپای فرهنگ عامه ی مردم فرانسه هم در ارجاعات بازی دیده شود که در بیشتر مواقع نامرئی هستند و به چشم نمی آیند. میتوان از این ارجاعات به ازدواج پدر و مادر نیلین به عنوان یک سیاهپوست و یک سفید پوست نام برد. همچنین تلاش شده تا برای هرچه بیشتر آشنا جلوه کردن محیط بازی به دنیای واقعی از معماری کنونی پاریس استفاده شود که البته میشود گفت کمابیش این یکی کارش را انجام داده و در محیطهای بیرونی قابل مشاهده است. این محیطها با موتور Unreal Engine ساخته شده است که مثل دیگر بخش های بازی فواید و زوایدی دارد.

شبیه ترین گرافیک فنی به این بازی را میتوان نسخه ی ریبوت شده ی DmC نامید که نمیشود گفت گرافیک فوق العاده ای داشت اما کار راه انداز بود! نکته ی چشمگیر گرافیک طراحی صورتهاست که کاملا با جزییات طراحی شده اند که البته نیمی از آن هم بر میگردد به طراحی ظاهری کراکترها ( مثلا دکتر کویاید)

RememberMe 2013 06 10 20 24 45 82 تلقین | نقد و بررسی بازی Remember Me

نئو-پاریس ؛ یک دورنما

خود سازنده میگفت قدم زدن در خیابانهای سنت میشل همان حس امروزی اش را داراست و مقدمه چینی ها ببرای مواجهه با مکان های معروف پاریس کاملا رعایت شده است (نگاه کنید به مقاله ی آینده ای گنگ… در مجله گیمفا پلاس دیجیتال۷) اما ن.. اینطور نیست. و قاطعانه میشود گفت که اینطور نیست چرا که هیچگاه این محیط ها به خودنمایی نمیرسد و بیشتر آزار دهنده هستند از آن جهت که از اولین لحظات بازی تا دقایق پایانی آن رنگ بندی محیط چنان یکنواخت و تکراری میشود که اگر بخواهید بی وقفه بازی کنید حتما مثل نویسنده ی این مطلب حالت تهوع به سراغتان خواهد آمد. بدون اغراق اگر بخواهیم بگوییم از اپیزود ۲ تا ۷ همه ی محیطها شبیه به هم اند. همه ترکیبی از نارنجی و سفیدند که درست است رنگهایی مدرن و آینده نگرانه اند اما وقتی بیش از حد جلوی چشم باشند آزار دهنده خواهند شد. جدا از بحث رنگها ، در چندین اپیزود کراحل کاملا شبیه همند و فکر میکنم فرقشان را فقط خود سازندگان بدانند. اما با توجه به اینکه Capcom این روزها به دایرکت-ایکس ۹ روی آورده است و این بازی هم از این قاعده مسثنی نیست ؛ گرافیک بازی بسیار سبک است و روی PC میتوانید فریم بسیار بالایی را دریافت کنید. این در حالی است که نسخه های کنسولی در زمینه ی فریم ریت بالا خوب عمل نکردند و میتوان به وضوح این موضوع را مشاهده کرد.

RememberMe 2013 06 10 19 27 04 28 تلقین | نقد و بررسی بازی Remember Me

نیلین در افق … رو به خاطراتش!

بیش از ۵۰۰ کامبو؟ شوخی میکنید؟ حتما یک شعار تبلیغاتی است!  به عدد مذکور که نمیرسد اما در گیمپلی بازی شیوه ی جدیدی در پیش گرفته شده است که میتوان چندضربها را در منویی جداگانه با هم ترکیب کرد اما این فقط محدود به جایگذاری ضربات با قدرتهای مختلف است ،‌برای مثال اگر جای یک زنجیره  کامبو سه اسلات برای مشت زدن وجود داشته باشد نمیتوانید این مشتها را با ضربات پا عوض کنید و از هر راهی که بروید باید از طریقی که طراحان گیم پلی برایتان گذاشته اند استفاده کنید و این کاموبهای پیش فرض در نهایت تا اواسط بازی سرگرم کننده باشند و در اواخر بازی حوصله سربرند. البته اینجا قدرتهای مختلفی از جمله Fury به کمک گیم پلی می آید که از یکنواخت شدنش جلوگیری میکند. این قدرتها به خوبی در مبارزه با باس فایتهای چالش برانگیز بازی به کار می آیند و میتوان در این مبارزات طعم آنها را به خوبی چشید. البته اگر دوربین روی اعصاب بازی بگذارد! دوربین با اینکه در بخش های پلتفرمینگ نماهای خوبی را از نئو-پاریس میگیرد اما در مبارزات و بخصوص در مبارزات فضای بسته به شدت اذیت میکند و در چند نوبت هم باعث میشود تسلطتتان نسبت به کامبوهایی که میزنید از بین برود.

در مورد گیم پلی فقط نوشتم که به این بخش برسیم و این چیزی نیست جز :‌بازترکیب خاطرات ( Memory Remix). تا حالا در هیچ گونه عنوانی مشاهده نشده است و یک نوآوری و برجسته ترین نقطه ی قوت Remember Me است. نیلین میتواند وارد خاطرات شود ، اتفاقات آنها را طوری رقم بزند که به نفع خودش و هدفش باشد. غالبا در تمامی خاطرات افرادی که در نئو-پاریس زندگی میکنند ، باگ های وجود دارد که میتواند راه را برای نیلین هموار کند. به این صورت که میتوان در یک خاطره ، اسلحه ای که ضامنش کشیده نشده را دستکاری کرد و در خاطرات شخص ، وی با این اسلحه که در واقعیت ضامنش کشیده نبوده اما در خاطره ی ریمیکس شده ،‌ کشیده شده است ؛ همسرش را میکشد و این اتفاق جای خاطره ی اصلی را ذهن فرد میگیرد. چون این قابلیت گیم پلی ،‌برای اولین بار است که در بازیهای ویدئویی استفاده شده است و احتمال خوب در نیامدنش در گیم پلی هم زیاده بوده ، میتوان گفت این بخش بی نقص است و لذت بسیاری دارد ، دستکاری کردن خاطرات در Remember Me ، به دستکاری کردن خواب ها در فیلم “تلقین”  میماند.

RememberMe 2013 06 10 19 59 23 10 تلقین | نقد و بررسی بازی Remember Me

آیا روزی میرسد که اینگونه در خاطرات قدم زد؟

الیور دریویه (Olivier Deriviere) را میشود از نوابغ عرصه ی موسیقی بازیهای ویدئویی دانست. حتی اگر شبهه ای در این مهم داشته باشید میتوانید نگاهی بیندازید به موسیقی متن دو قسمت Obscure که بدون اغراق فوق العاده کار شده است. با این پیش زمینه به سراغ موسیقی بازی میرویم که حتما یکی از قسمتهای بسیار خوب این عنوان به شمار میرود. دریویه کارهای ارکسترال را با الکترونیک ترکیب کرده است و به تک تک سکانس های کم فروغ بازی تزریق کرده تا بازی حداقل دو ویژگی خوب شاخص داشته باشد. در برخی مراحل موسیقی الکترونیک که قطعا به درد اکشن میخورند و در جاهایی موزیک ارکسترال شنیده میشود که در سکانسهای مثل تعقیب و گریز هلیکوپتر بااینکه کوتاه است واقعا تحسین برانگیز جلوه میکند.

باید در آخر از کار کزیا باروز (Kezia Burrows) صداپیشه ی نیلین که بازیگر تئاتر هم هست و همینطور دیگر صداپیشگان بازی که هیچ چیز برای این بخش کم نگذاشته اند هم یاد کرد. صدای باروز کاملا تیپ نیلین مینشیند و در انتقال احساسات بسیار خوب عمل کرده است.صدای Edge هم به همین ترتیب اما ای کاش میشد بیشتر با این شخصیتهاارتباط بر قرارکرد تا صدایشان دلپذیرتر میشد.

واقعا که ایده ی درخشان Remember Me به هدر رفت و ای کاش حفره های داستانی، گیم پلی ناموزون و طراحی صحنه ی بی رمق بازی با عناصر خوب این عنوان ترکیب میشد تا با یک عنوان درجه یک طرف میشدیم اما افسوس که این استدیو تازه کار است و هنوز باید تمرین کند. اما توصیه ی من این است که Remember Me را هرجور شده تحمل کنید اما بخش های بازترکیب خاطرات را حتما تجربه کنید چون تجربه ای است که تا به حال نچشیده اید و مهم ترین ویژگی بازی. شاید با این بخش بتوانید Remember Me را به یاد بیاورید.






نوع مطلب : نقد و بررسی، 
برچسب ها : نقد و بررسی بازی Remember Me، Remember Me، نقد Remember Me، بررسی Remember Me،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:12 ق.ظ
I will immediately clutch your rss as I can not in finding your email
subscription hyperlink or newsletter service.
Do you have any? Please permit me realize in order that I may subscribe.
Thanks.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 10:20 ق.ظ
Hi there, just wanted to tell you, I loved this post. It was
funny. Keep on posting!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
Review anbdownload.mihanblog.com on alexa.com
 
 
بالای صفحه